تأثیر هوش هیجانی در کسب و کار

هوش هیجانی

 هوش هیجانی یک مقوله ی کاملاً روانشناختی است که افراد می توانند به واسطه ی آن، عواطف و احساسات فردی و جمعی را تحت کنترل خود قرار دهند. در واقع این موضوع یکی از سرفصل های دوره مدیریت کسب و کار به حساب می آید. مقوله ی هوش هیجانی تنها در کسب و کارها نیست که کاربرد دارد و می تواند شامل موارد مختلفی در روابط اجتماعی، خانوادگی و فردی شود. اما از آنجایی که دغدغه ی ما تأثیر هوش هیجانی در کسب و کار است؛ ما به تأثیرات این موضوع روانشناختی در مدیریت کسب و کارها خواهیم پرداخت.

اکثر کمپانی های موفق، با شناخت کارمندان خود و با توجه به توانایی های فردی آن هاست که مسئولیت شغلی آن ها در اختیارشان قرار می دهند. اصلاً دلیل موفقیت این مدل کمپانی ها نیز همین است؛ تقسیم بندی وظایف بر اساس قابلیت های شخصیتی و فردی!

افرادی که هوش هیجانی بالایی در ابعاد مختلف شخصیتی خود دارند، معمولاً بهترین گزینه برای سمت های هدایت کننده و مدیریتی خواهند بود. چرا که این افراد با قابلیتی که دارند می توانند هیجانات و عواطف اجتماعی و فرد افراد را در یک محیط جمعی، کنترل نمایند و از این هیجانات در مسیر درست استفاده کنند. کافیست نگاهی به خواسته ها و مدل صحبت این افراد بیندازید تا مطمئن شوید که این شخص همانی است که منتظرش بودید. افراد با هوش هیجانی بالا، ردی از کنترل طلبی و مدیریت در خانواده و محیط دوستانه ی خود و به طور کلی در اجتماعات کوچک تری که عضو هستند نیز، در رفتارشان دیده خواهد شد. البته این به این معنا نیست که این مدل افراد تحت هر شرایطی می توانند موفقیت آمیز عمل کنند؛ اما برخوردار بودن از این قابلیت روانی، می تواند زمینه را برای پست های مدیریتی در مجموعه های کاری، فراهم سازد. در ادامه به موضوع تأثیر هوش هیجانی در کسب و کار بیشتر خواهیم پرداخت.

هوش هیجانی

اهمیت هوش هیجانی در کسب و کار

ببینید هوش عاطفی یا هیجانی یک توانایی است که افراد می توانند در طول زندگی آن را به دست آورند. در واقع این موضوع یک مهارت اکتسابیست. اما هوش ریاضی یا همان IQ به هیچ در طول زندگی تغییر نمی کند. اگر تمایل دارید که در حیطه ی کاری خود یک فرد موفق و مدیر باشید، پیشنهاد می کنیم که حتماً تلاش کنید تا این مهارت در وجود خود تقویت نمایید. اهمیت هوش عاطفی یا هیجانی در کسب و کار بسیار مهم است. ببینید شرایط کاری و بیزنس ها پر از فشارهای روانی و موقعیت های غیر منتظره می باشد. از این این موقعیت ها به افرادی نیاز دارند که بتوانند در لحظه از پس چنین موقعیت هایی برآیند. افرادی با هوش عاطفی یا هیجانی بالا، معمولاً به راحتی می توانند موقعیت های پر تنش را مدیریت کنند و آرامش را برقرار نمایند. حالا به چند موقعیت که افرادی با هوش هیجانی بالا می توانند به راحتی بر آن ها تسلط پیدا کنند، اشاره خواهیم کرد :

هوش هیجانی
  • این افراد قبل از هر چیزی، ابتدا به احساسات و عواطف خود مسلط هستند، یعنی آن ها را کاملاً میشناسند و خودشان را درک می کنند و قبل از هر کسی می توانند ابتدا از پس عواطف و واکنش های خود بی بیایند.
  • مورد بعدی این است که این مدل افراد این قابلیت را دارند که بتوانند به راحتی با دیگران همدلی کنند، آن ها را درک کنند و در مسیر رسیدن به آرامش یاری شان نمایند.
  • پیرو مورد قبلی باید بگوییم که افرادی با هوش هیجانی بالا نه تنها می توانند کمک کننده باشند، بلکه این توانایی را هم دارند که بدون اینکه فرد متوجه شود، آرامش و تسلط بر موقعیت را به او برگردانند.
  • با شناختی که این افراد از عواطفی مانند اضطراب و استرس دارند، به راحتی می توانند مانع از این شوند که این عواطف بر روی عملکرد افراد تأثیر منفی بگذارد و آن ها را فلج کند.
  • موقعیت های بحرانی، خوراک افرادی با هوش هیجانی بالاست! این ها خیلی راحت بلندند که در این موقعیت ها قدرت انگیزه و پشتکار افراد را بالا ببرند و از شرایط سخت عبور کنند.
  • همچنین آن ها بلدند که از شدن عواطف استرس زا کم کنند و به خوبی فکر کنند. بدون این که مغز و فکرشان محدود به اضطراب شود.
  • در کلی این افراد قابلیت زیادی در کنترل رفتار خود و اطرافیان دارند و همین موضوع باعث می شود که در سمت های مدیریتی در بهترین حالت ممکن ظاهر گردند.
هوش هیجانی

تأثیر هوش هیجانی بالا در رضایت از زندگی

تا مدت ها افراد گمان می کردند که هوش ریاضی یا همان آی کیو است که می تواند یک فرد موفق را وارد جامعه کند. اما بعدها با تحقیق های فراوان، این نتیجه به عمل آمد که تأثیر هوش عاطفی یا هیجانی یا همان EQ مهم ترین عامل در موفقیت و رضایت فرد از زندگی است. مهم ترین عامل در کیفیت زندگی، رضایت درونی افراد است. هوش هیجانی به افراد کمک میکند که عواطف و احساسات خود را بشناسند و بر آن ها تسلط یابند، این تسلط به معنای کنترل به موقع احساسات و عواطف درونی می باشد. ای افراد به راحتی با دنیای درونی خود ارتباط می گیرند و خیلی راحت می توانند از به هم ریختن این دنیا و آشوب درونی جلوگیری نمایند. همین ارتباط درونی می تواند زمینه ساز شناخت عواطف و احساسات جمعی نیز باشد. با این شناخت، فردی با هوش هیجانی بالا می تواند طی شناخت هیجانات و عواطف افراد، آن ها را کنترل کند و آرامش را برقرار سازد.

مهم ترین خصلت افراد با هوش عاطفی یا هیجانی بالا این است که در متعادل ترین حالت ممکن، رویدادهای زندگی خود را کنترل می کنند. آن ها بلدند که از پس موقعیت های مختلف، به بهترین نحو ممکن برآیند!

چنین افرادی در یک پست مدیریتی می تواند به خوبی از بس بحران های مختلف برآمده و آن ها را مدیریت کند.

هوش هیجانی

شاید با خودتان فکر کنید که من از کجا باید متوجه شوم که هوش هیجانی بالایی دارم یا خیر؟!

این موضوع اصلاً به بررسی و تحقیق خاصی نیاز ندارد. همینکه بتوانید احساسات درونی خود را بشناسید و بر آن ها تسلط پیدا کنید، یعنی هوش هیجانی تقریباً بالایی دارید علاوه بر این، هوش عاطفی یا هیجانی یک مهارت اکتسابی است که فرد با کار کردن بر روی توانایی های روانی و عاطفی خود می تواند، آن را به دست آورد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.